هی خدا!!!!!!!!!!!!!!
- اندکی از عشقمان لذت ببر! ماتم چرا؟
- زندگی با گریه و بغض و سکوت و غم چرا؟
- کوچ کن از شهر تنهایی غمگینت برو!
- این دو روز زندگی با من بمان! بی هم چرا؟
- زخم ها بر قلب من از آن نگاهت مانده است
- با همین زخم نگاهت زنده ام، مرهم چرا؟
- هی نپرس از من چرا دل بسته ام بر مهر تو؟
- بارها گفتم: نمی دانم! نمی دانم چرا؟
نظرات شما عزیزان:
پرنیان 

ساعت22:02---5 شهريور 1392
مث همیشه وبلاگت عالیه؛ مث خودت؛ مث دل مهربونت؛ مث عشق پاکت ؛مث خنده های خوشملت
برچسبها: